تبلیغات
اشعار و آثار شاملو - بیوگرافی ایگناسو سانچس مخیاس
 
درباره وبلاگ


اشك آن شب لبخند عشقم بود...

مدیر وبلاگ : علی محمودی
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اشعار و آثار شاملو




فدریکو گارسیا لورکا مشهورترین شاعرِ اسپانیاست

 و این شهرت فراهم آمده نه تنها شعر، بلکه زندگی

 او نیز هست که خود پرشورترین شعرها بود! کوتاه و سرشار.

فدریکو سال 1899 در «فونته‌وا کروس»، غرناطه، به دنیا آمد.

 پدر و مادرش درس خوانده و خرده مالک بودند.

تا چهارسالگی رنجور و بیمار بود و ...

به بازی رغبتی نشان نمی‌داد،

 اما گوش به قصه‌ها و شعرهای خدمتکاران و کولی‌ها می‌سپرد

 و بزرگتر که می‌شد با نمایش خیمه‌شب‌بازی، دیگران

را به گرد خویش می‌خواند. سال‌ها به دارالعلم غرناطه رفت

 و گرچه به جایی نرسید، اما فرهنگ و ادب اسپانیا را بسیار آموخت.

کتاب‌های غیردرسی خواند و رغبتی به دوستان همیشگی خود

(کولی‌ها) نشان داد. از زندگی شهری منفور بود.

 نخستین کتاب چاپ ‌شده اش به نثر، برداشتها

و نظرگاهها (1921)، حاصل گشت ‌و گذارهای جمعی به همراهی راهنمایان است.

نخستین کتاب شعرش دفتر شعرها در سال 1921 منتشر شد

که کاری چندان تازه نبود. اما کتاب بعدی اش سرودها (1927) حتی پیش

 از انتشار تأثیر خود را در شعر شاعران عرفان آشکار کرده بود.

این کتاب شعر تکان دهنده لورکا بود. آنجا که از برگ و شوربختی

 و چیرگی ظلم سخن می‌گوید و ماه و گاو و کولی ناظر و بازیگر این دنیا.

کتاب دیگرش سرودنامه‌ی کولی‌ (1928) یکسره بیزاری از آنهایی‌ است

 که طبیعت را به دام می‌کشند. شعری از این کتاب یادنامه‌ کودکی‌

است که خودکشی می‌کند. در سال 1929 به نیویورک عزیمت می کند.

 شرح های زمان اقامت او در آمریکا، سال‌ها بعد با نام «شاعر در

نیویورک» منتشر شد. لورکا وحشت از آمریکا را با بیانی سوررئالیست‌وار

 و با مهری سرشار  به سیاهان بیان کرده است.

در بازگشت به اسپانیا (1930) لورکا سهم بیشتری از زندگی‌اش را وقف تئاتر کرد.

 عروسی خون، یرما (این دو نمایشنامه را احمد شاملو به فارسی ترجمه کرده است)

 و خانه‌ برنارد آلبا، حاصل این ایام از زندگی اوست.

لورکا در این سالها کمتر شعر سرود. مهمترین شعر پیش از مرگ او

«مرثیه برای ایگناسیو سانچز مخیاس» دوست گاوبازش، نام دارد

 که زیباترین شعر معاصر اسپانیاست. شعری ‌است در چهار

بخش و با چهار وزن و سرانجام اعلام پیروزی مرگ!

در ژوئیه‌ی 1936 در نخستین روزهای جنگ داخلی اسپانیا،

فاشیستهای اسپانیا تیربارانش کردند و آنگاه او را در خندقی ناشناس به خاک سپردند.

لورکا سالها پیش در خطابه ای گفته بود: اسپانیا سرزمین مرگ بوده است.

ملت من پیوسته آماجگاه مرگ است. در اینجا هر آنکس که می میرد،

زنده تر از هنگامه ای‌ است که روزگار می‌گذراند.

دیده‌ام که مرا کشته اند، کافه ها را، کلیساها را، گورستانها را کاویده اند،

گنجه ها، قفسه ها را گشودند، به اسکلتها دستبرد زدند و دندانهای طلا را ربودند،

 با این همه مرا نیافتند! بر من دست یافتند! نه، هرگز!

 مرثیه ای در مرگ ایگناسیو سانچز مخیاس(Ignacio Sanchez Mejias)

اثر فدریکو گارسیا لورکا ترجمه احمد شاملو



نوع مطلب : در ساعت پنج عصر، 
برچسب ها : مرثیه ای برای ایگناسیو،


پنجشنبه 21 بهمن 1389 :: نویسنده : علی محمودی